دنياي پاييزي من

دنياي پاييزي من

دنياي پاييزي من

عشقت بايد تو بغلت باشه

عشقت بايد تو بغلت باشه.....محكم تو سينه فشارش بدي

تا نفسش بند بياد جيغ بكشه

دور خودت بچرخوني و بچرخونيش

اين قدر بچرخوني....بچرخوني....بچرخونيش

تا سردوتاتون گيج بره پهن زمين شيد

روي زمين چشاتونو ببنديد دنيا رو دور سرتون

  بچرخه .....بچرخه......بچرخه

بعدش خوشحال باشي كه زورت زياده تونتسي دنيا به اين بزرگي رو دو نفري بچرخونين

                         خدايا

به تو ميسپارمش......اما  يه خواهشي ازت دارم.....

يه روزي....

يه جاي.....

بغل يه غريبه"مست مست" بدجوري ياد من بندازش.....

گاهي دلت "به راه" نيست

ولي سر به راهي

خودتو ميزني به ان راه و ميروي 

و همه چه خوش باورانه فكر ميكنند

   كه تو "رو به راهي"......!

زخم دستهايم را مرهم شدي و شدي پارو زن قايق تنهايم هايم

به تو تكيه كردم .....

اما هيچ گاه از زخمهاي روحم چيزي نگفتم و چه ارام انها را در خود مخفي كردم

دوست داشتم برق چشمانت را مرهمي كني بر زخمهاي دلم....

اما تو دلبسته ام نبودي.....و من چه دير فهميدم.....


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: عاشقانه، دلدادگي، تصاوير،


بازدید:


تاريخ : ۲۰ آبان ۱۳۹۵ | ۰۷:۲۸:۱۸ | نویسنده : گلپري | نظرات (0)
[ ]
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
        [ ]



.: Weblog Themes By SlideTheme :.